تبليغاتX
اس ام اس های زیبا وشیرین
حتما مشاهده کنید http://amrah-baran.blogfa.com/
+ نوشته شده در  دوشنبه سوم بهمن 1390ساعت 16:42  توسط امراه | 



بیا چشمان ما را باز تر کن
غروب روزها را باز سر کن
برای نغمه های عاشقانه
قناریهای عاشق را خبر کن



بیا چشمی به راه تو نشسته
و مردی که غرورش را شکسته
برای گفتن یک حرف از عشق
لبانش را نگاهت باز بسته



چرا آزرده حالی ای دل ای دل
مدام اندر خیالی ای دل ای دل
برو کنجی نشین شکر خدا کن
که شاید کام یابی ای دل ای دل


بی پنجره ای، غریبه ای، در وهمی
عشق است اگر از آن نداری سهمی
فهمیدن عشق عاشقی می خواهد
یک روز بزرگ می شوی می فهمی !!


خدایا داد از ایندل ، داد از ایندل
که یکدم مو نگشتوم شاد از ایندل 
چو فردا دادخواهان داد خواهند
بگویوم صد هزاران داد از این دل

+ نوشته شده در  جمعه ششم اسفند 1389ساعت 13:2  توسط امراه | 

سلام عزیز مهربون، اجازه هست بشم فدات؟
اجازه هست تو شعر من، اثر بذاره خنده هات؟


شب که می شه یواش یواش، با چشمک ستاره هاش
اجازه هست از آسمون، ستاره کش برم برات؟

اجازه هست بیای پیشم یه کم بگم دوست دارم؟
تو هم بگی دوسم داری بارون بشم دل ببارم


بریم تو باغ اطلسی بی رنج و درد بی کسی
بهت بگم اجازه هست گل روی موهات بذارم

اجازه هست خیال کنم، تا آخرش مال منی؟
خیال کنم دل منو، با رفتنت نمی شکنی؟


اجازه هست خیال کنم، بازم میای می بینمت؟
با اون چشای مهربون، دوباره چشمک می زنی؟

طپش طپش با چشمکت، غزل بگم برای تو
با اتکا به عشق تو، تو زندگی برم جلو؟


 

هر چی بگی نه نمی گم، جونم بخوای برات می دم
هر چی می خوای بهم بگو، فقط بهم نگو برو


اجازه هست بازم تو خواب، بوس بکارم کنج لبات
یه شعر تازه تر بگم، به یاد شرم گونه هات

نشونیتو بهم می دی؟ تا پنهون از چشم همه
ورق ورق نامه بدم بازم برات


همیشه مهربون من! نامه رسید به انتها
فقط یه چیز یادت باشه: بازم به خواب من بیا

+ نوشته شده در  جمعه ششم اسفند 1389ساعت 13:1  توسط امراه | 

هر چي آرزوي خوبه مال تو
هر چي كه خاطره داري مال من
اون روزاي عاشقونه مال تو
اين شباي بيقراري مال من

منم و حسرت با تو ما شدن
توئي و بدون من رها شدن
آخر غربت دنياس مگه نه؟
اول دوراهي آشنا شدن

تو نگاه آخر تو
آسمون خونه نشين بود
دلتو شكسته بودن
همه ي قصه همين بود

مي تونستم با تو باشم
مثل سايه مثل رؤيا
اما بيدارم و بي تو
مثل تو تنهاي تنها

هر چي آرزوي خوبه مال تو
هر چي كه خاطره داري مال من
اون روزاي عاشقونه مال تو
اين شباي بيقراري مال من

بذار خیال کنم هنوز ترانه هامو می شنوی

هنوز هوامو داری و هنوز صدامو می شنوی

بذار خیال کنم هنوز یه لحظه از نیازتم

اگه تموم قصه مون هنوز ترانه سازتم

بذار خیال کنم هنوز پر از تب و تاب منی

روزا به فکر دیدنم شبا پر از خواب منی

بذار خیال کنم تو دلتنگیات

غروب که میشه یاد من میفتی

تویی که قصه طلوع عشقو

گفتی و دوست دارمو نگفتی

گفتی و دوست دارمو نگفتی

بذار خیال کنم منم اونکه دلت تنگه براش

اونی که وقتی تنهایی پر می شی از خاطره هاش

اونکه هنوز دوستش داری اونکه هنوز هم نفسه

بذار خیال کنم منم اونی که بودنش بسه

اونی که بودنش بسه

دوباره فال حافظ و دوباره توی فالمی

بذار خیال کنم بذار اگر چه بی خیالمی

اگر چه بی خیالمی

بذار خیال کنم تو دلتنگیات

غروب که میشه یاد من میفتی

تویی که قصه طلوع عشقو

گفتی و دوست دارمو نگفتی

گفتی و دوست دارمو نگفتی

 

 

تو می ری با یکی دیگه که قدر تو رو نمی دونه
که رویات رو نمی فهمه ، نگاهت رو نمی خونه

به تو عادت کنه شاید ، یا شاید عاشقت باشه
ولی قلبش می تونه رو کسی غیر از تو هم واشه

تو رو اصلا نمی شناسه

براش فرقی نداری تو

تو رو اصلا نمی شناسه

براش فرقی نداری تو

جواب عشق رو چی می دی
جواب آرزوهات رو
جواب اون که بعد من ، می خواد عاشق بشه با تو

تو می ری با یکی دیگه ، که از چشات نمی ترسه
نمی دونه که این یعنی شروع مرگ ما هر سه

تو رو اصلا نمی شناسه

براش فرقی نداری تو

تو رو اصلا نمی شناسه

براش فرقی نداری تو

تو می ری با یکی دیگه که قدر تو رو نمی دونه
که رویات رو نمی فهمه ، نگاهت رو نمی خونه

به تو عادت کنه شاید ، یا شاید عاشقت باشه
ولی قلبش می تونه رو کسی غیر از تو هم باشه

تو رو اصلا نمی شناسه

براش فرقی نداری تو

تو رو اصلا نمی شناسه

براش فرقی نداری تو

جواب عشق رو چی می دی
جواب آرزوهات رو
جواب اون که بعد من ، می خواد عاشق بشه با تو

تو می ری با یکی دیگه ، که از چشات نمی ترسه
نمی دونه که این یعنی شروع مرگ ما هر سه

تو رو اصلا نمی شناسه

براش فرقی نداری تو

گریه نمی کنم نه اینکه سنگم
گریه غرورم رو به هم می زنه
مرد برای هضم دلتنگی هاش
گریه نمی کنه ، قدم می زنه

گریه نمی کنم ، نه اینکه خوبم
نه اینکه دردی نیست ، نه اینکه شادم
یک اتفاق نصفه نیمه ام که ، یهو میون زندگی افتادم

یک ماجرای تلخ ناگزیرم
یک کهکشونم ولی بی ستاره
یک قهوه که هرچی شکر بریزی
بازم همون تلخی ناب رو داره
اگر یکی باشه من رو بفهمه
براش غرورم رو به هم می زنم
گریه که سهله ، زیر چتر شونش
تا آخر دنیا قدم می زنم

گریه نمی کنم نه اینکه سنگم
گریه غرورم رو به هم می زنه
مرد برای هضم دلتنگی هاش
گریه نمی کنه ، قدم می زنه

گریه نمی کنم ، نه اینکه خوبم
نه اینکه دردی نیست ، نه اینکه شادم
یک اتفاق نصفه نیمه ام که ، یهو میون زندگی افتادم

من فقط عاشق اینم ، حرف قلبت و بدونم
الکی بگم جدا شیم ، تو بگی که نمی تونم

من فقط عاشق اینم ، بگی از همه بیزاری
دو سه روز پیدام نشه تا ببینم چه حالی داری

من فقط عاشق اینم ، عمری از خدا بگیرم
اونقدر زنده بمونم ، تا بجای تو بمیرم

من فقط عاشق اینم ، روزایی که با تو تنهام
کار و بار زندگیم و بزارم برای فردا

من فقط عاشق اینم ، وقتی از همه کلافم
بشینم یه گوشه دنج ، موهای تو رو ببافم

عاشق اون لحظه ام که ، پشت پنجره بشینم
حواست به من نباشه ، دزدکی تو رو ببینم

من فقط عاشق اینم ، عمری از خدا بگیرم
اونقدر زنده بمونم ، تا بجای تو بمیرم

من فقط عاشق اینم ، عمری از خدا بگیرم
اونقدر زنده بمونم ، تا بجای تو بمیرم

تورو از خاطرم برده تب تلخ فراموشی
دارم خو می کنم با این فراموشی و خاموشی

چرا چشم دلم کوره؟ عصای رفتنم سسته؟
کدوم موج پریشونی تورو از ذهن من شسته؟

خدایا فاصلت تا من خودت گفتی که کوتاهه
از اینجا که من ایستادم چقدر تا آسمون راهه

من از تکرار بیزارم، از این لبخند پژمرده
از این احساس یاسی که تورو از خاطرم برده

به تاریکی گرفتارم ، شبم گم کرده مهتابو
بگیر از چشمای کورم عذاب کهنه خوابو

چرا گریه ام نمی گیره؟ مگه قلب من از سنگه؟
خدایا من کجا میرم؟ کجای جاده دلتنگه؟

میخوام عاشق بشم اما تب دنیا نمیذاره
سر راه بهشت من درخت سیب می کاره

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم آبان 1389ساعت 18:53  توسط امراه |